عظيم عظيم پور
15
امام على (ع) در نهج البلاغه (فارسى)
شخصيت حضرت على ( ع ) در نهجالبلاغه به دو طريق مىتواند بررسى شود ؛ طريق اوّل اين است كه بيانات ، عبارات و سخنانى را كه حضرت به مناسبتهاى مختلف در وصف خودشان فرمودهاند كه مقصود از آن - چنان كه اشاره كرديم - هدايت امّت و تعيين جهت مسير كمال و انسانيت است . در اين حالت گاهى امام در قالب متكلم از خويش سخن گفتهاند مانند : « وان معى لبصيرتى ما لُبّسِتُ . . . » و « ما شككت فى الحق مذ اريته » و « . . . لأُ قاتِلَنَّهُمْ مفتونين . . . » . و گاهى در قالب غيرمتكلم خود را معرفى كردهاند مانند : الا وانّ إِمامَكم . . . ، ابن ابىطالب هكذا . . . . در هر حال امام در چنين عبارات و جملاتى ، انسان را از خواب غفلت بيدار كرده و مىگويد اى انسان من چنين بودم ، اين گونه انجام دادم ، آنگونه عمل نكردم ، اگر مىخواهى به سعادت برسى و به مقام انسانيت ره سپارى ، اينگونهباش . طريق دوم اين است كه كلمات و بيانات امام را در جنبههاى مختلف مورد بررسى قرار داده و از آنجا به ابعاد مختلف شخصيت حضرت برسيم . براى نمونه ، امام ( ع ) نسبت به دنيا ، آخرت ، حكومت ، علم ، سياست ، اخلاق ، جنگ و . . . سخن فراوان گفتهاند . با توجه به ديدگاههاى امام ، با شخصيت او آشنا مىشويم . البته عمدهء مطالبى كه پيرامون شخصيت حضرت على ( ع ) از نهجالبلاغه يا بطور كلى از كلمات و سخنان امام تهيه و جمعآورى شده است از طريق دوم يا تلفيقى از طريق اوّل و دوم است . و هدف از اينكه ما به طريق اوّل بيشتر اهمّيت داده و آن را شيوه كار خود در اين امر قرار دادهايم اين است كه بطور مستقل به طريق اوّل پرداخته نشده است در حالى كه از اهمّيت بسزايى برخوردار است . البته مثل ما ، مثل آن پيرزنى است كه كل سرمايه خود را كه بيش از يك كلاف نخ نبود برداشت و در صف خريداران يوسف ( ع ) قرار گرفت ، ما نيزبه اين دل خوش مىداريم كه در صف نگارندگان فضايل على ( ع ) هستيم و گرنه ، ما كجا و آن شاهباز بىهمتايى كه سپهر عشق و طريقت را فراز آمد كجا ! ما كجا و فاتح دلاورى كه قلههاى رفيع انسانيت و كمالات را درنورديد كجا ! كه عرفا و شعرا در حيرتندچهنامندش : نه خدا توانمش خواند نه بشر توانمش گفت * متحيّرم چه نامم شه ملك لافتى را آنچه در اين مجموعه گردآورى شده است در مقايسه با آثار و كتابهاى بسيار